طلاق صوری تهدیدی برای صندوق تامین اجتماعی

[ad_1]

 

محمد علی عباس زاده؛

طلاق صوری تهدیدی برای صندوق تامین اجتماعی

مدیرکل سازمان تامین اجتماعی خراسان‌شمالی گفت: طلاق صوری تهدیدی جدی برای صندوق تامین اجتماعی محسوب می شود.

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۴

 

طلاق صوری تهدیدی برای صندوق تامین اجتماعی

 

مدیرکل سازمان تامین اجتماعی خراسان‌شمالی گفت: طلاق صوری تهدیدی جدی برای صندوق تامین اجتماعی محسوب می شود.

به گزارش تحریرنو ؛ محمد علی عباس زاده اظهارکرد: قانون گذار به منظور کاهش آسیب های اجتماعی قانونی را در نظر گرفته است که در صورت فوت پدر، دختر هنگامی که به هر دلیلی متارکه کرد بتواند از حقوق پدر استفاده کند.

وی ادامه داد: این مهم سبب شده تا برخی از افراد سودجو با انجام طلاق صوری بتوانند دوباره از حقوق پدر خود برای گذران زندگی استفاده کنند.

عباس زاده افزود: هم اکنون حدود ۲۰ نفر در قالب این طرح حقوق پدر خود را ماهیانه دریافت می‌کنند و با وجود اینکه براساس شواهد می دانیم طلاق به صورت صوری انجام شده است اما به صورت قانونی نمی‌توانیم برخورد کنیم.

وی با تاکید بر اینکه به دلیل خلاء قانونی افراد از این مهم سوء استفاده می‌کنند، خاطرنشان کرد: طلاق صوری تهدیدی جدی برای صندوق تامین اجتماعی محسوب می‌شود.

عباس زاده یادآور شد: این ۲۰ نفر در سطح استان نزدیک به چهار سال است که به طور میانگین ماهیانه هشت تا ۱۰ میلیون حقوق دریافت می‌کنند.

وی عنوان کرد: اصلاح قانون در این بخش یکی از دغدغه های اصلی سازمان تامین اجتماعی است که باید مسئولان به آن توجه کنند. به گزارش ایسنا، عباس زاده گفت: هم اکنون ۱۱۰ هزار نفر در استان تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی بوده که ۷۱ درصد شهری و ۳۸ درصد نیز روستایی هستند.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

اسامی فیلم‌های بخش مسابقه مستند جشنواره شهر اعلام شد

[ad_1]

 

در بخش فیلم های مستند کوتاه، نیمه بلند و بلند؛

اسامی فیلم‌های بخش مسابقه مستند جشنواره شهر اعلام شد

۲۷ اثر به بخش مسابقه فیلم های مستند کوتاه، نیمه بلند و بلند ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر راه یافتند.

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۵

 

اسامی فیلم‌های بخش مسابقه مستند جشنواره شهر اعلام شد

 

۲۷ اثر به بخش مسابقه فیلم های مستند کوتاه، نیمه بلند و بلند ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر راه یافتند.

به گزارش تحریرنو ؛ هیات انتخاب بخش مستند سینمای ایران متشکل از محمدرضا اصلاح، محمد صدری، علیرضا قاسم خان، سلیم غفوری و پریوش نظریه از میان ۳۹۹ فیلم مستند رسیده به دبیرخانه جشنواره ۲۷ فیلم مستند کوتاه و نیمه بلند و بلند را برای شرکت در بخش مسابقه برگزیدند که اسامی آن ها به شرح ذیل است:

«آوانتاژ» به کارگردانی محمد کارت
«متهمین دایره بیستم» به کارگردانی حسام اسلامی
«کارنامه بنیادکندی» به کارگردانی محمدجعفری و آذر مهرابی
«زنانگی» به کارگردانی محسن استادعلی
«آرامستان» به کارگردانی شهرام میراب اقدم
«مرشد چلویی» به کارگردانی احمد کشاورز
«محله» به کارگردانی میلاد طاهری نوری
«سردرهای تاریخی تهران» به کارگردانی امید غریبی
«والسی برای تهران» به کارگردانی زینب تبریزی
«بلا نسبت شما» به کارگردانی مهدی بوستانی شهر بابکی
«ط به ت» به کارگردانی امیر هادی ملک اسماعیلی
«این سه زن» به کارگردانی مصطفی امامی
«مانکن های قلعه حسن خان» به کارگردانی سام کلانتری
«پایتخت دود» به کارگردانی حمید مهاجرانی
«حسن آباد» به کارگردانی مسعود کارگر
«باغ های گمشده» به کارگردانی هادی آفریده
«مادر زمین» به کارگردانی مهناز افضلی
«خفه خون» به کارگردانی تورج کلانتری
«یک کیلو بال مگس» به کارگردانی رضا سبحانی
«مثبت ۵۸» به کارگردانی فرهاد دوانقی
«بی شناسنامه ها» به کارگردانی فرهاد ورهرام
«اینجا تهران است» به کارگردانی محمدحسن حیاتی پور
«گراند هتل» به کارگردانی ابوالفضل سروش مهر
«جادوی سینما» به کارگردانی محمدباقر سلمانی
«صادره از تهران» به کارگردانی الهام حاتمی
«پناهگاه حامی» به کارگردانی حامد کلجه ای
«غزال ایرانی» به کارگردانی وحید فرجی

بر اساس این گزارش علاوه بر رقابت مستندهای اعلام شده در بخش مسابقه، ۱۰ مستند شهری نیز در بخش ویژه جشنواره فیلم شهر رونمایی می شوند.

ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر از ۹ تا ۱۴ مردادماه به دبیری سیدعلی احمدی در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

دخل و خرج پرفروش‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی

[ad_1]

نخستین قسمت از فصل دوم سریال شهرزاد حدود یک ماه پیش در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. سریالی که سال 94 با توزیع فصل اولش در شبکه نمایش خانگی، توانست جایش را در میان دوستداران سریال‌های تلویزیونی به خوبی باز کند.

به گزارش دنیای اقتصاد، جالب آن که روز گذشته برخی از رسانه‌ها خبر ساخت فصل سوم این سریال را تایید کردند.فصل اول سریال شهرزاد در 28 قسمت توزیع شد و پس از یک وقفه طولانی قسمت دوم آن نیز که گویا قرار است 22 قسمت باشد، در دسترس دوستدارانش قرار گرفته است.

به هر حال به سنت بازارهای هنری و فرهنگی در ایران، رقم درآمدها و هزینه‌های محصولات هنری مشخص و شفاف نیست. اگرچه در حوزه سینما تا حدودی رقم کلی هزینه فیلم‌ها و رقم نسبتا دقیق فروش آنها اعلان عمومی می‌شود و امکان درک ابعاد بازار سینما را برای مخاطبان، کارشناسان و رسانه‌ها فراهم می‌کند، اما همچنان در بازار شبکه نمایش خانگی اطلاعاتی از دخل و خرج سریال‌ها در دست نیست.بنابراین هرگز به قطعیت نمی‎توان از میزان دقیق هزینه‌ها و درآمدهای سریال‌های تلویزیونی در شبکه نمایش خانگی سخن گفت. این موضوع باعث می‌شود تا دامنه شایعات درباره دستمزدهای بازیگران، ‌هزینه‌های کلی و درآمدهای پرفروش‌ترین سریال ایرانی در شبکه نمایش خانگی روز به روز گسترده‌تر شود.

به‌طور معمول در صنعت سینما و تلویزیون در کشورهای توسعه‌یافته، رقم دقیق دستمزدهای بازیگران و هزینه‌های کلی تولید سریال‌ها اعلام رسانه‌ای می‌شود. چنان‌که صنعت تولید آثار نمایشی عمدتا شفاف و شیشه‌ای است. اتفاقی که شاید بتوان گفت هرگز در ایران نیفتاده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، برآورد و تخمین کارشناسی هزینه‌‌ها و درآمدهای سریال ‌شهرزاد در فصل اول این سریال بر اساس گفت‌وگوهای تهیه‌کنندگان، برخی از بازیگران و برخی از روایت‌های رسانه‌ای است. همچنین بر همین اساس تخمین‌هایی درباره درآمد سریال شهرزاد در فصل دوم نیز ارائه خواهیم کرد.

نگاهی به دخل و خرج‌های فصل اول
تابستان سال گذشته بود که سیدهادی رضوی یکی از تهیه‌کنندگان سریال شهرزاد در گفت‌وگویی اعلام کرد رقم کل هزینه شده برای ساخت سریال شهرزاد یک، معادل 12 میلیارد تومان بوده که او و شریک تجاری‌اش سیدمحمد امامی به‌طور مشترک و مساوی این هزینه را تقبل کرده‌اند. البته رضوی پیش از این و در جریان تولید سریال گفته بود که هزینه سریال شهرزاد بیش از 12 میلیارد تومان بوده است.
 
این در حالی بود که حسن فتحی در گفت‌وگویی دیگر هزینه این سریال را 12 و نیم میلیارد تومان اعلام کرد و متعاقب آن رضوی در گفت‌وگویی با اعلام اینکه آقای فتحی از بخشی از هزینه‌ها مطلع بوده (به این معنی که از بخشی از هزینه‌ها اطلاعی نداشته است) تلویحا گفت که هزینه ساخت این سریال بیشتر از 12ونیم میلیارد تومان هم بوده است. این گفته باعث شد تا برخی رسانه‌ها از رقم 17 و حتی 20 میلیارد تومانی ساخت شهرزاد خبر بدهند.

این در حالی بود که برخی سانه‌ها نیز از رقم 14 میلیارد تومانی ساخت سریال خبر دادند که اگرچه هماهنگی متناسبی با 28 قسمت سریال داشت اما به نظر می‌رسید این رقم نیز کمتر از هزینه واقعی تولید شهرزاد یک باشد. به هر حال سریال شهرزاد، بنا به تایید همه کارشناسان سینما، تلویزیون و همچنین سرمایه‌گذاران این سریال، گران‌ترین اثر نمایشی بخش خصوصی در قالب سریال است. سریالی که با استقبال گسترده مخاطبان توانست در فروش هم رکوردهای قابل توجهی را جابه‌جا کند.
 
با این همه همیشه حاشیه‌های مربوط به فروش کپی‌های غیرقانونی و… نیز مانند هر سریال دیگری در شبکه نمایش خانگی، گریبانگیر این سریال نیز شد. به هر روی می‌توان با قاطعیت اعلام کرد که با توجه به بررسی‌های میدانی و آمارها و ارقامی که تاکنون درباره سریال شهرزاد در رسانه‌ها منتشر شده است، پرفروش‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی به شیوه فروش سالم، سریال شهرزاد است. پیش از این البته سریال قهوه تلخ مهران مدیری با انتشار گسترده، رکورددار فروش سالم بود.

شمارگان توزیع فصل اول سریال
در اطلاعاتی که پیش از این در لابه لای گفت‌وگوهای متعدد برخی از کارشناسان و سازندگان سریال به دست آمد، معلوم شده تیراژ واقعی سریال در طول دوران توزیع برای هر قسمت 400 هزار نسخه بوده است. به هر حال با توجه به 28 قسمتی بودن فصل اول و قیمت سه و چهار هزار تومانی هر نسخه، می‌توان گفت درآمد نهایی سرمایه‌گذاران از محل فروش دی.وی.دی‌های سریال چیزی حدود 35 میلیارد تومان بوده است.
 
با کسر 14 تا 17 میلیارد تومان هزینه اولیه، می‌توان گفت که سود نهایی این سریال در صورت فروش تمام نسخه‌های قانونی آن، 18 تا 21 میلیارد تومان بوده است.البته ناگفته نماند که درآمد یک سریال تنها از محل تک فروشی دی.وی.دی‌های آن نیست و سازندگان سریال‌ها عمدتا تلاش می‌کنند تا از باب تبلیغات و ایجاد بازارهای اختصاصی درآمدهای بیشتری نیز کسب کنند.
 
برای مثال در فصل اول سریال ایجاد بازار اختصاصی برای گردن‌بند مرغ آمین و تبلیغات منتشر شده در دی.وی.دی سریال نیز رقم‌های قابل توجهی را ثبت کرده است. تخمین برآوردها نشان می‌دهد که مجموع سود سریال شهرزاد در فصل نخست آن حدود 25 میلیارد تومان بوده باشد.

درآمد فصل دوم
فصل دوم این سریال براساس تخمین‌های کارشناسی و برخی آمارهای غیررسمی همچنان با تیراژ 400 هزار تایی منتشر شده و این در حالی است که قیمت هر نسخه دی.وی.دی به پنج هزار تومان رسیده است. یعنی درآمد اولیه در صورت فروش همه نسخه‌ها در هر قسمت، دو میلیارد تومان است که در صورت ادامه این روند تا قسمت بیست و دوم، درآمد نهایی سریال به 44 میلیارد تومان خواهد رسید.
 
اما هزینه ساخت سریال نیز در قیاس با فصل اول احتمالا 20 درصد بیشتر شده است. یعنی چیزی حدود 20 میلیارد تومان. با این اوصاف درآمد سریال شهرزاد در فصل دوم حدود 24 میلیارد تومان خواهد بود. با این حال به نظر می‌رسد سازندگان سریال بیش از فصل اول آن به فکر بازارهای جانبی هستند. در قسمت سوم سریال شهرزاد، تلاش‌هایی برای ایجاد بازار کالاهای انحصاری همچون دستبند مرغ آمین و… انجام شد و در واقع رپرتاژ آگهی برای این کالا در سریال شکل گرفت.

آگهی‌های تجاری فصل دوم نیز احتمالا با افزایش قیمت همراه شده‌اند و درآمد سریال را از محل تبلیغات بیشتر خواهد کرد؛ بر اساس تخمین حدود 30 میلیارد تومان. البته این در شرایطی است که تیراژ این سریال کم یا بیشتر نشود. زیرا به نظر می‌رسد با توجه به نارضایتی بسیاری از مخاطبان سریال شهرزاد در قسمت‌های نخستین فصل دوم آن، احتمالا تیراژ سریال در آینده با کاهش روبه رو شود.به هر حال تا زمانی که آمار و ارقام مشخصی دراین باره منتشر نشود، نمی‌توان از صحت و دقت این تخمین‌ها سخنی گفت. با این حال به نظر نمی‌رسد که این برآوردها چندان دور از ذهن باشند. شاید از همین رو باشد که‌سازندگان سریال، به فکر ساختن فصل‌سوم آن افتاده‌اند.

[ad_2]

لینک منبع

پرداخت وام ۱۰ میلیونی به دانش آموزان کارآفرین

[ad_1]


 به گزارش تحلیل ایران به نقل از روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران، احسان‌الله جمالی گفت: دانش آموزان کارآفرین و برگزیدگان مسابقات علمی – کاربردی دانش آموزی می‌توانند از وام‌های کارآفرینی برای
پیشبرد کسب و کار خود بهره‌مند شوند.

 

واحد مرکزی خبر نوشت: وی با اشاره به توجه ویژه آموزش و پرورش به آموزش‌های مهارتی دانش آموزان افزود: برای توجه به این نوع آموزش، مسابقات و جشنواره‌هایی برگزار می‌شود که در این برنامه‌ها کارافرینان
نخبه و کارآفرین شناسایی می‌شوند.جمالی گفت: برای هنرجویان هنرستان‌ها نیز که دستاوردهای کار آفرینی ارائه کنند سیاست‌های تشویقی در نظر گرفته شده است.وی افزود: همچنین بازارچه‌های فروش دستاوردهای هنرجویان در دستور کار قرار گرفته است تا هنرجویان به تدریج وارد کسب
و کار شوند.

[ad_2]

لینک منبع

دستگیری یک شرور با مقادیری سلاح و نارنجک

[ad_1]

رئیس دادگاه عمومی شهرستان فهرج گفت: عصر امروز طی یک درگیری مسلحانه، ۷ قبضه سلاح جنگی به همراه مقادیری مهمات و نارنجک از داخل خودروی یکی از اشرار مسلح شرق کشور کشف و ضبط شد.

به نقل از روابط عمومی دادگستری استان کرمان، رئیس دادگاه عمومی شهرستان فهرج گفت: عصر امروز طی یک درگیری مسلحانه، ۷ قبضه سلاح جنگی به همراه مقادیری مهمات و نارنجک از داخل خودروی یکی از اشرار مسلح شرق کشور کشف و ضبط شد.

ابوذر داوریان با اشاره به دستگیری یکی از اشرار مسلح شرق کشور به همراه  مقادیری سلاح جنگی و نارنجک، اظهار داشت: طی یکسری اقدامات اطلاعاتی و حسب دریافت گزارشی مبنی بر انتقال مقادیری سلاح و مهمات از پهنای جغرافیایی استان کرمان به سایر استان‌های کشور رسیدگی به این موضوع در دستور کار ویژه سیستم قضائی و پلیس قرار گرفت.

وی با اشاره به نحوه دستگیری این شرور گفت: عصر امروز با هوشیاری ماموران انتظامی و طی یک درگیری مسلحانه که خوشبختانه هیچ آسیبی به ماموران پلیس وارد نشد، متهم (خ.ق) از اشرار مسلح شرق کشور به همراه 7 قبضه اسلحه جنگی کلاشینکف، یک قبضه سلاح شکاری غیرمجاز و مقادیری مهمات دیگر از جمله نارنجک در حوزه قضائی شهرستان فهرج دستگیر شد.

رئیس دادگاه عمومی شهرستان فهرج با بیان اینکه این شرور مسلح در این عملیات مجروح شده است، بیان کرد: تحقیقات تکمیلی و بازجویی از متهم در خصوص انگیزه و علت جابه‌جایی این محموله سلاح آغاز شده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: دستگاه قضائی به همراه سایر دستگاه‌های انتظامی و امنیتی اجازه نخواهد داد افرار شرور نظم و امنیت جامعه را برهم زده و با مخلان نظم و امنیت قاطعانه برخورد قضائی خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

2 حاشیه شیرین از قمه کشی مترو

[ad_1]

یکم حضور مردم؛

در این حادثه ورود مردم به صحنه و کنترل فرد جانی، از حاشیه های حائز اهمیت ماجراست. این درحالی است که چند روز پیش نیز مردم راننده مست خودروی اپتیما را در منطقه 17 دستگیر کردند. مدتی قبل هم خبر دستگیری یک سارق توسط اهل محل در تهرانپارس منتشر شده بود. داستان حضور مردم در حمله تروریستی بهارستان را هم فراموش نکرده ایم.

این اخبار را نباید دست کم گرفت. هنوز داستان میدان کاج را مردم فراموش نکردند. حادثه ای جنایی و شبیه به همین قمه کشی که در حضور مردمِ تماشاچی و دوربین بدست، رخ داد و البته قربانی گرفت. این رشد اجتماعی قابل افتخارست.  

دوم. حضور روحانیت

حادثه متروی ری ممکن بود برای یک فردعادی رخ دهد. اما نقش یک روحانی در خبرساز شدن ماجرا موثر بود. چرا زخمی شدن یک روحانی اهمیت دارد؟ اهمیت ماجرا در حضور و نقش روحانیت در این صحنه و ایفای نقش اجتماعی اوست. هنوز جزئیات حادثه معلوم نیست؛ اما همین اندازه روشن است که پای ایثار یک روحانی در میان است.

سابقه این خون را مرور کنید.

▫️اردیبهشت ماه سال ۹۰ حجت‌الاسلام مصطفوي امام جماعت مسجد انصار الحسین تهران پس از امر به معروف یک دختر و پسر در خیابان نیروی هوایی در اثر ضربه‌ یکی از اراذل چشم چپش را از دست داد.

▪️مدتی بعد حجت‌الاسلام فروزش امام جماعت وقت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، از ناحیه چشم آسیب دید.

▫️حادثه دردناک دیگر، شهید طلبه علی خلیلی بود که مقابل اشراری که می‌خواستند به زور دو خانم را در تهرانپارس به قصد تجاوز سوار خودرو کنند درگیر شد و از ناحیه شاهرگ آسیب دید و چند سال بعد به شهادت رسید.

▪️شهریور سال ۹۵ حجت‌الاسلام اخروی وقتی می‌خواست مانع مزاحمت دو جوان به یک خانم در کوچه‌های تاریک نیمه‌شب تهران شود با قمه اراذل و مقابل خانواده اش مجروح شد.

▫️و حالا حجت‌الاسلام ذوالفقاری امام جماعت مسجد مرتضی علی(ع) شهرری.

حرف باقی مانده؛

خواص جامعه وقتی وسط میدان باشند و نقش آفرینی کنند، مردم رشد می کنند. فرقی هم نمی کند میدان اجتماعی باشد یا سیاست و فرهنگ.

نقش آفرینی هم یعنی ایثارگری در دفاع از مردم. این از خودگذشتن خواص، مردم را رشد می دهد. لازم باشد برای ارتقای مردم، باید خون داد.

[ad_2]

لینک منبع

جزییات زندگی متهم به قتل آتنا

[ad_1]

به گزارش
تحلیل ایران
،”گفته‌های دادستان در حالی است که روز شنبه رئیس قوه قضائیه در دستوری ویژه به دادگستری اردبیل، مسئولان قضائی اردبیل را موظف کرد که پرونده قتل آتنا را در اسرع وقت و به صورت ویژه رسیدگی کنند. این در حالی است که خانواده اسماعیل، متهم به قتل، نیز
اعلام کردند در کنار خانواده آتنا هستند و با آنها همدردی کرده و خواستار مجازات اسماعیل هستند. هرچند شرایط برای این خانواده بسیار سخت است و اخبار رسیده حاکی از آن است که اعضای خانواده اسماعیل وضعیت روانی مناسبی ندارند و دختر و پسر بزرگ اسماعیل شوکه شده و واکنش‌های
روانی شدیدی دارند اما برادر اسماعیل به خبرنگار ما گفته‌ بود: مردم باید حساب آنها را از اسماعیل جدا کنند و اشتباه اسماعیل را به پای آنها ننویسند.

اهالی محله قدیمی خانه پدری اسماعیل می‌گویند اعضای خانواده او مردمانی آرام و محترم بودند و بعد از آشکارشدن این قتل‌ها مجبور شدند خانه‌شان را رها کنند و بروند. یکی از همسایه‌ها می‌گوید اولین روزی که مشخص شد اسماعیل قاتل است، خانواده‌اش
از ترس اینکه به خانه‌شان حمله شود، درها را بسته و هیچ‌کدامشان بیرون نیامدند و حتی چراغ خانه را هم خاموش کردند. در نهایت یکی از همسایه‌ها برایشان نان و مواد غذایی خرید و به آنها داد. فردای آن روز هم مخفیانه شهر را ترک کردند.

وضعیت شهر پارس‌آباد کمی آرام شده و مردم با توجه به دستورات ویژه‌ای که داده شده، احساس امنیت بیشتری می‌کنند اما همچنان به خاطر آتنا ماتم‌زده ‌هستند. پدر و مادر آتنا می‌گویند اهالی شهر آنها را در این مصیبت تنها نگذاشته‌اند و هر روز
علاوه بر اقوام و نزدیکان‌شان اهالی شهر هم به دیدن آنها می‌آیند.

مادر آتنا به حدی در این چند روز مویه و گریه کرده‌ است که حنجره‌اش قدرت بیرون‌دادن صدایش را ندارد و با صدایی گرفته و آرام هنگامی که می‌خواهد دختر کوچکش را صدا بزند، ناخودآگاه نام دختر بزرگش‌ آتنا بر زبانش جاری می‌شود. دیگر نای گریه‌کردن
هم ندارد. به نقطه‌ای خیره می‌شود، مویه می‌کند و صورتش غرق اشک می‌شود. ضجه‌ می‌زند و به زبان ترکی دخترش آتنا را صدا می‌زند: «آتنا برگرد مگر نگفته بودی برایت تولد بگیرم؛ دختر قشنگم برگرد». ناگهان با دست به سر و صورتش می‌کوبد، زنان سیاه‌پوش دورش جمع می‌شوند تا
کمی او را آرام کنند.شهلا، یکی از زنان فامیل، می‌گوید: «پنجم تیر تولدش بود. دو سال نتوانستند برایش تولد بگیرند؛ چون هر سال یکی از اقوام‌شان فوت کرده بود. امسال آتنا به مادرش گفته بود دیگر عزادار کسی نیستیم و از او خواسته بود برایش جشن تولد بگیرند». صدایش به
لرزه می‌افتد و صورتش پر از اشک می‌شود. آسنا، خواهر چهارساله آتنا، چند قدم آن طرف‌تر در حال بازی‌کردن است. وقتی بچه‌ها صدای خنده‌شان بلند می‌شود، رو به آنها می‌کند و می‌گوید: «نخندید، مگر نمی‌دانید آتنا مرده است». این را می‌گوید و آرام به بازی خود ادامه می‌دهد.

مادر یکی از دوستان آتنا می‌گوید: «روزی که آتنا گم شد، همسرم همراه با پدر آتنا تا ساعت پنج صبح دنبالش گشتند. زمانی که او را پیدا نکردند، به اداره پلیس رفتند و موضوع را به آنها گفتند. پریناز، مادر آتنا، تا لحظه آخر امیدوار بود آتنا
برگردد، برای پیدا‌شدنش النگو‌های دختر کوچکش را نذر کرده بود». دخترش را نشان می‌دهد: «همبازی آتنا بود. با هم بزرگ شدند، از آن روز که آتنا گم شده، یکسره از خاطراتی که با هم داشتند، حرف می‌زند. امروز به من می‌گفت مامان راست می‌گویند آتنا چند روز دیگر برمی‌گردد؟».
کمی مکث می‌کند و اشک‌هایش را پاک می‌کند.تعدادی از زنان در مجلس ختم درباره مادر اسماعیل حرف می‌زنند: «اسماعیل با این کار خانواده خودش را هم قربانی کرد. مادرش خیلی خانم خوبی است». «آن روز که همه برای پیداشدن آتنا در مسجد دعا می‌کردند، مادر اسماعیل قرآن روی سرش
گذاشته بود و دعا می‌کرد هرکسی آتنا را دزدیده، زودتر رازش فاش شود؛ حتی اگر آن شخص از نزدیکان خودش باشد».

خاله بزرگ آتنا سعی می‌کند با دادن چند قرص آرام‌بخش به خواهرش کمی او را آرام کند. بعد از آن به گوشه‌ای می‌رود و گریه می‌کند: «آتنا را خیلی دوست داشتم. او همیشه درباره آینده‌اش با من حرف می‌زد و می‌گفت خاله می‌خواهم درس بخوانم و
خانم دکتر بشوم. من از آمپول می‌ترسم، برای همین به مریض‌هایم قرص می‌دهم، نه آمپول».

مربی مهدکودک آتنا کمی آن‌طرف‌تر اشک می‌ریزد و بی‌قراری می‌کند: «آتنا خیلی دختر باهوش و مؤدبی بود. آتنا خیلی بچه معصومی بود. بعد از اتمام دوره پیش‌‌دبستانی در کلاس‌ زبان ثبت‌نام کرد و می‌خواست تابستان زبان بخواند. چند روز بعد از
آن عکس آتنا را درحالی‌که زیر آن نوشته شده بود «گمشده» و خانواده‌اش دنبالش می‌گشتند، در فضای مجازی دیدم، با دیدن عکس آتنا شوکه شدم. باورم نمی‌شد. با مادرش تماس گرفتم و متوجه شدم خبر درست است. بعد از آن روز خانواده بچه‌ها با من تماس می‌گرفتند. سراغ آتنا را از
من می‌گرفتند. اول فکر کردیم به خاطر طلاهایش او را دزدیده‌اند و امیدوار بودیم پیدا بشود؛ اما تقریبا بعد از ٢٠ روز گفتند به قتل رسیده. اصلا باورم نشد، شوک بزرگی بود. بعد از شنیدن این خبر حالم خیلی بد شد. هرگز فکر نمی‌کردم چنین آدمی در شهر ما و میان ما زندگی
می‌کند. چطور آدم می‌تواند این بلا را سر دختر‌بچه‌اي‌ معصوم بیاورد. هر بلایی هم سر قاتل بیاورند، کم است.حالا فقط از خدا می‌خواهم به خانواده‌اش صبر بدهد». از کیف مشکی که کنارش است، تلفن همراهش را بیرون می‌آورد و فیلم روز آخر دوره پیش‌دبستانی آتنا را نشان می‌دهد.
«از آن روز فقط فیلم‌ها و نقاشی‌های آتنا را نگاه می‌کنم و گریه می‌کنم».

مغازه دوست پدر آتنا

لباس مشکی به تن دارد در گوشه‌ای از مغازه نشسته و به گوشه‌ای خیره شده است. حتی صدای پای دختربچه کوچکی که با مادرش برای خریدن لباس وارد مغازه شده‌اند‌ هم او را از فکر و خیال بیرون نمی‌کشد.دختربچه بدون اینکه بداند در چند قدمی این
مغازه، آتنا مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، لباس صورتی‌رنگی را به مادرش نشان می‌دهد. زمانی که قیمت لباس را از حسن، صاحب مغازه، می‌پرسند از جایش بلند می‌شود. حسن از دوستان قدیمی بهنام پدر آتنا است، او می‌گوید: «مرگ آتنا شوک بزرگی برای ما بود. از روزی که آتنا
گم شد، هر روز با بهنام دنبالش می‌گشتیم تا اینکه اسماعیل دستگیر شد. مغازه اسماعیل چند متر با مغازه من فاصله دارد. تقریبا هر روز او را می‌دیدم. همه مغازه‌‌داران این راسته از او شاکی بودند، مرد خوبی نبود. همیشه از میوه‌فروشی که در همسایگی‌اش بود، دزدی می‌کرد.
بعد از گم‌شدن آتنا چند بار با من حرف زد و گفت آتنا مثل دختر خودم است اگر کمکی از من بر‌می‌آید، بگوید. آن روزها هرگز نمی‌دانستم با قاتل آتنا حرف می‌زنم.

بعد از چند روز یک نفر خودش را حلق‌آویز کرد. اسمش پیام بود. همه فکر کردند کار همان مرد است. مدتی پیش از همسرش جدا شده و معتاد بود. فکر می‌کنم خودش از این زندگی‌اش خسته شده بود. بعد از دستگیرشدن اسماعیل، دوستانم به من می‌گفتند اسماعیل
را همیشه در جمع مردمی که برای پیداکردن آتنا کمک می‌کردند، دیده‌اند و همش آن اطراف پرسه می‌زد و از مردم اطلاعات می‌گرفت. روزی هم که پیام مرد، معتادی که در پارس‌آباد خودکشی کرد، جزء اولین نفرهایی بود که خودش را به آنجا رساند. حتی یکی از دوستانم به من گفت اسماعیل
آنجا سعی می‌کرد بگوید پیام بلایی سر آتنا آورده است برای همین خودکشی کرده. بعد از اینکه پیام خودکشی کرد، همه فکر می‌کردند او از سرنوشت آتنا خبر داشته است و به‌ همین ‌خاطر خودش را کشته. زمان گم‌شدن آتنا شایعات زیادی در شهر پیچید، عده‌ای می‌گفتند یک فرد بانه‌ای
که پدرش به او بدهکار است، او را دزدیده ‌است. یک عده می‌گفتند داعش بلایی سرش‌ آورده. حتی تعدادی از مردم شایعه کرده بودند پدرش آتنا را فروخته؛ درحالی‌که بهنام عاشق آتنا بود». آهی می‌کشد و کمی مکث می‌کند: «بعد از اینکه مأموران پلیس دوربین‌های اطراف را بررسی کردند،
اسماعیل مظنون اصلی پرونده شناخته شد. به نظر من اسماعیل انسان باهوشی بود و برای قتل‌هایش برنامه‌ریزی می‌کرد؛ به ‌همین ‌خاطر بعد از قتل اول و دوم دستگیر نشد. حتی زمانی هم که در بازداشتگاه بود، به همسرش خبر رسانده بود من مواد مخدر در پارکینگ دارم تا او جسد را
پیدا کند و آن را مخفی کند؛ اما همسرش همه‌چیز را به برادر اسماعیل گفت و آنها هم مأموران را در جریان گذاشتند.

همسایه‌های متهم به قتل از سال‌های آشنایی می‌گویند

پدر، مادر و برادران اسماعیل خانه را ترک کرده‌اند و کسی داخل ساختمان نیست. چند مرد داخل آژانس نشسته‌اند و با یکدیگر درباره اتفاقاتی که در پارس‌آباد افتاده است، حرف می‌زنند. یکی از آنها که لباس مشکی به تن دارد، می‌گوید: «نزدیک ٢٠
سال است که خانواده آنها را می‌شناسم. خودش را خیلی کم می‌دیدم؛ اما خانواده‌اش را خوب می‌شناسم، انسان‌های آبرومندی هستند. شنیده بودم که قبلا می‌خواسته به یک دختر تجاوز کند؛ اما یکی از همسایه‌ها متوجه شد و دختر را از دست اسماعیل نجات داد. برادر کوچکش خیلی مرد
خوبی است. پدرشان سال‌هاست در ترمینال پارس‌آباد جارچی است».درحالی‌که به ما چای تعارف می‌کند، ادامه می‌دهد: «یکی از عمو‌هایش را چندین سال قبل اعدام کردند. یکی از همسایه‌ها می‌گفت عموی اسماعیل یکی را به قتل رسانده است؛ برای همین هم اعدام شد؛ اما من راست و دروغش
را نمی‌دانم. وقتی آتنا گم شد، اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم اسماعیل او را دزدیده باشد. هنوز هم باورمان نمی‌شود. آن روزها همه مردم شهر متأسف بودند. برادران اسماعیل هم مثل همه ما ناراحت بودند؛ حتی برادران او هم عکس آتنا را روی پروفایل تلگرام‌شان گذاشته بودند. اصلا
قیافه اسماعیل نشان نمی‌داد که قاتل باشد. یکی از برادرانش خیاط است. همیشه او را در محل می‌دیدم؛ اما از آن روز که گفته شد اسماعیل آتنا را به قتل رسانده، دیگر هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش را در محل ندیدیم. آنها همه به خاطر داشتن چنین برادری ناراحت هستند».

کمی آن طرف‌تر از آژانس مرد میان‌سالی با موهای کم‌پشت در محل قدم می‌زند: «از سال ٦٩ اسماعیل و خانواده‌اش را می‌شناسم. اسماعیل خیلی وقت است از این محل رفته. بچگی آرامی داشت زیاد با کسی حرف نمی‌زد، خیلی زود درسش را ول کرد و به کار
رنگرزی مشغول شد. در کار خودش خیلی حرفه‌ای بود. حدود ٢٠ سال پیش‌ هم یک بچه را به زور به خانه آورده‌ بود. همسایه‌ها ریختند سرش و نزدیک بود او را بکشند. بعد از آن ماجرا همسر اولش از او طلاق گرفت. آن زمان خانواده شاکی که یک دختر‌بچه کوچک بود، به خاطر آبرویشان
شکایت‌شان را ادامه ندادند».

درست نزدیک خانه پدری اسماعیل دختر‌بچه کوچکی وارد سوپرمارکت می‌شود‌. هزار تومانی را که در دستش مچاله کرده است، به دست مرد جوانی که در مغازه کار می‌کند، می‌دهد و از یخچال یک بستنی برمی‌دارد. مرد جوان می‌گوید که او را می‌شناسد: «اسماعیل
شخصیت مرموزی داشت. فقط هنگامی که به خانه پدری‌اش می‌آمد، او را می‌دیدم. خانواده‌اش همیشه از این مغازه خرید می‌کردند. مادرش خیلی خانم مؤمن و خوبی است. خیلی از همسایه‌ها اگر بیماری داشتند، به خانه‌ها آنها می‌رفتند تا مادر اسماعیل برایشان دعا بخواند و بهبود پیدا
کنند. همه برادرانش را می‌شناسم. یکی از برادرانش دوست صمیمی من است؛ اما از آن روز به بعد کسی از آنها خبر ندارد. هر کسی چیزی می‌گوید. یک عده می‌گویند به تبریز رفته‌اند و یک عده می‌گویند رفته‌اند به اردبیل. اسماعیل چند سابقه کیفری داشت؛ اما زمانی که پلیس او را
به خاطر قتل یک زن بازداشت کرده بود، آزادش کردند و دادگاهی نشد.شاید اسماعیل به تعداد بیشتری از زنان و بچه‌ها تجاوز کرده باشد؛ اما قربانیان به خاطر آبروی‌شان شکایت نکرده باشند. زمانی که اسماعیل دستگیر شد، ما فکر می‌کردیم چون مغازه‌اش نزدیک محل کار پدر آتنا بود،
به او مشکوک شدند».

خانه و پارکینگ خانه اسماعیل، متهم به قتل دختر هفت‌ساله پارس‌آبادی، پلمب شده است. خانه در شهرک فجر پارس‌آباد است. چند مرد در گوشه‌ای از خیابان ایستاده‌اند. مرد جوانی به آنها سلام می‌کند و وارد جمع‌شان می‌شود. یکی از آنها که خانواده
اسماعیل را خوب می‌شناسد، می‌گوید: «١٥ سال است که همسایه اسماعیل هستم. ١٠ سال پیش زمانی که من دبیرستانی بودم، با یک خانم رابطه نامشروع داشته. آن زمان یک سال به زندان رفت. آن زمان هم زن و بچه داشت. شنیدم پدرش گفته بود اگر اسماعیل آزاد بود، ما خودمان اعدامش می‌کردیم.
اسماعیل هر روز ساعت ٩ صبح از خانه بیرون می‌رفت و شب دیروقت به خانه برمی‌گشت».

اسماعیل قصد ازدواج مجدد داشت

شش ماه پیش خانمی جوانی که تقریبا ٣٠‌ساله بود، به این محل آمد و درباره اسماعیل تحقیق می‌کرد. آن روز من در حال رفتن به محل کارم بودم که آن زن جوان را دیدم. درباره اسماعیل از من پرسید و گفت مدتی پیش اسماعیل به خواستگاری یکی از زنان
فامیل‌شان که در روستایی اطراف پارس‌آباد زندگی می‌کند، رفته است. زمانی که به او گفتم اسماعیل زن و بچه دارد، جا خورد و گفت که اسماعیل به آنها گفته سال‌ها پیش همسرش را طلاق داده است و تنها زندگی می‌کند. در کل آدم خوبی نبود. جدیدا یک فیلم در فضای مجازی پخش شده
است که نشان می‌دهد اسماعیل در حال دزدی از مغازه همسایه‌اش است.متأسفانه زمانی که مأموران اسماعیل را بازداشت کردند، از ما که همسایه او هستیم، تحقیق نکردند. من شنیدم به مأموران گفته بود که پارکینگ مال خودش نیست و مأموران آنجا را نگشته بودند. شاید اگر از ما تحقیق
می‌شد، می‌توانستیم به آنها کم کنیم تا راز گم‌شدن آتنا زودتر فاش شود».

سری تکان می‌دهد و ادامه می‌دهد: «شب قبل از پیداشدن جسد آتنا، برادر اسماعیل را دیدم، چهره‌اش خیلی وحشت‌زده بود. فکر کنم همان شب جسد آتنا را پیدا کرده بود، برای همین خیلی آشفته به نظر می‌رسید. فقط یک سلام‌وعلیک کردیم و سریع از کنارم
رد شد. فردای آن روز ساعت هفت صبح دیدم برادر اسماعیل که مستأجرش بود، همراه زن و بچه‌اش و خانواده اسماعیل از خانه خارج شدند و خانه را ترک کردند.ساعت پنج عصر هم مأموران وارد خانه شدند و جسد آتنا را کشف کردند. آن روز همه مردم شهر به اینجا آمده بودند و فریاد می‌زدند
اعدام، ‌اعدام. من شنیدم از زمانی که مشخص شده اسماعیل قاتل آتناست، خانه‌های این محل افت قیمت پیدا کرده‌اند».

مزار آتنا زیر لایه‌ قطوری از گل‌های قرمز، زرد و سفید پنهان شده است. زن میان‌سالی همراه با دختر، داماد و نوه‌اش به مزار آتنا نزدیک می‌شوند. روی زمین زانو می‌زند، اشک از چشم‌هایش جاری می‌شود و زیرلب دعا می‌خواند: «ساکن پارس‌آباد
هستم، خانواده آتنا را نمی‌شناسم، اما از آن روزی که شنیدم چه اتفاقی برای آتنا افتاده است، آرام و قرار ندارم، برای همین به اینجا آمده‌ام تا برایش دعا کنم». درحالی‌که اشک گوشه چشمش را پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «وقتی این خبر را شنیدم، بسیار ناراحت شدم و قندم بالا
رفت. نتوانستم در خانه بمانم، چادرم را سرم کردم و به خانه آتنا رفتم تا در کنار خانواده‌اش باشم. زمانی که آتنا گم شده بود و همه دنبال او می‌گشتند، من به امامزاده «سیدعلیش» آمدم و نذر کردم که آتنا پیدا شود. هرگز فکر نمی‌کردم یکی از مردم پارس‌آباد بلایی سر آتنا
آورده باشد. اسماعیل آبروی شهرمان را برد.سزای او فقط مرگ است. من به‌عنوان یکی از شهروندان این شهر حاضر هستم برای اعدامش کمک کنم، حتی اگر تفاضل دیه بخواهند، من کمک می‌کنم تا قاتل آتنا اعدام شود. اعدام برای این آدم کم است.”

[ad_2]

لینک منبع

وزیر ارتباطات: هیچ تعرفه‌ای را افزایش نمی‌دهیم

[ad_1]

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به لزوم اقتصادی شدن شبکه‌های اجتماعی داخلی، تاکید کرد: اگر کوچک ترین امتیازی در راستای خدمات ارزش افزوده به شبکه‌های اجتماعی خارجی بدهیم شبکه‌های اجتماعی داخلی پا نمی‌گیرند.

به گزارش ایسنا، محمود واعظی امروز در حاشیه افتتاح پروژه‌های شرکت مخابرات ایران در راستای شبکه ملی اطلاعات، با بیان این که پرداخت و خدمات ارزش افزوده در شبکه‌های اجتماعی خارجی را ممنوع کردیم، اظهار کرد: در مقابل اگر شبکه‌های اجتماعی داخلی سه میلیون کاربر داشته باشند، به آنها امتیاز تبلیغ می‌دهیم و اگر به پنج میلیون کاربر برسند هم امکان پرداخت و حمایت‌های دیگر را خواهند داشت.

وی در ادامه با اشاره به حمایت از شبکه‌های اجتماعی داخلی برای خدمات ارزش افزوده، اظهار کرد: هدف نهایی ما این است که در کشور تمامی فعل و انفعالات مالی، تبلیغاتی و ارزش افزوده در بستر شبکه‌های اجتماعی داخلی انجام شود، زیرا اگر کوچک‌ترین امتیازی به شبکه‌های اجتماعی خارجی دهیم شبکه‌های اجتماعی داخلی پا نخواهند گرفت.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان این که شبکه‌های اجتماعی داخلی باید اقتصادی شوند، خاطر نشان کرد: در هیچ کجای دنیا دولت به ساختن شبکه‌های اجتماعی اقدام نمی‌کند بلکه بخش‌های خصوصی و شرکت‌های دانش بنیان و دانشگاه‌ها اقدام به این کار می‌کنند. پرداخت در شبکه‌های اجتماعی خارجی از چهار سال پیش ممنوع شده است.

واعظی در پاسخ به سوالی مبنی بر تغییر تعرفه‌های شرکت مخابرات ایران گفت: ما تعرفه‌ای را نه برای تلفن، نه برای اینترنت و نه موبایل افزایش نخواهیم داد و سیاست ما کاهش تعرفه است.  

وی در پاسخ به نحوه‌ی تغییر اینترنت ثابت از حجمی به نامحدود بیان کرد: اگر اینترنت بخواهد نامحدود شود، تقاضا زیاد خواهد شد و ممکن است شبکه انتقال کشور نیاز به توسعه داشته باشد به همین دلیل شرکت مخابرات ایران با شرکت ارتباطات زیرساخت جلسه‌ای داشتند و برنامه ریزی‌هایی کردند که ما براساس آن تصمیم گیری خواهیم کرد.

[ad_2]

لینک منبع

رقابت ۱۱ فیلم در بخش ویدیویی جشنواره شهر

[ad_1]

 

رقابت ۱۱ فیلم در بخش ویدیویی جشنواره شهر

۱۱ اثر در بخش فيلم هاي بلند داستاني (ويديویی) ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر به رقابت می پردازند.

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۲

 

رقابت ۱۱ فیلم در بخش ویدیویی جشنواره شهر

 

۱۱ اثر در بخش فيلم هاي بلند داستاني (ويديویی) ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر به رقابت می پردازند.

به گزارش تحریرنو از روابط عمومی ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر، هيات انتخاب بخش بلند داستاني شامل نگار آذربایجانی، حسین مسافر آستانه و عباس رافعی، از میان آثار رسیده به بخش ویدیویی، ۱۱ فیلم را برای حضور و رقابت در این بخش انتخاب كردند.

اسامی آن ها به شرح ذیل است:
«فرزندان» و «جاده تباهی» به کارگردانی یاسر طالبی و تهیه کنندگی میترا روحی منش، «یونس» به کارگردانی داریوش یاری و تهیه کنندگی علیرضا ابوالقاسمی نژاد، «اجباری» به کارگردانی حمیدرضا رفائی و تهیه کنندگی رضا درخشان، «نورا» به کارگردانی وحید پرشاد و تهیه کنندگی سید امیر سیدزاده، «صحنه هایی از زندگی یک کارآگاه» به کارگردانی و تهیه کنندگی علیرضا رسولی نژاد، «جاده» به کارگردانی مجید اسماعیلی پارسا و تهیه کنندگی عباس روزی طلب، «سپیده به رنگ مروارید» به کارگردانی و تهیه کنندگی روح اله حجازی، «عینک» به کارگردانی رضا آقایی و تهیه کنندگی عبداله باکیده، «مات» به کارگردانی و تهیه کنندگی صبا کاظمی و «نمی خواهم زنده بمانم» به کارگردانی علی یحیایی و تهیه کنندگی قاسم قلی پور.

ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر از ۹ تا ۱۴ مردادماه به دبیری سیدعلی احمدی در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ وزارت نفت به کیهان و ادعای وجود اسناد رشوه‌دهی توتال

[ad_1]

اداره کل روابط عمومی وزارت نفت در پی ادامه شبهه‌­افکنی­‌های روزنامه کیهان و رسانه­‌های همسو و وابسته درباره قرارداد شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیومی متشکل از شرکت­‌های توتال، شاخه بین المللی شرکت ملی نفت چین (CNPCI) و پتروپارس ایران، نکاتی را به آگاهی می­‌رساند.

به گزارش اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، در پاسخ به این شبهه ها اعلام کرد: همان­گونه که جناب آقای مهندس زنگنه، وزیر محترم نفت در اظهارات اخیرشان در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی بیان کردند، دولت و به تبع آن وزارت نفت با هیچ فرد و شرکتی عقد اخوت نبسته و اگر مدعیان وقوع فساد در هر قراردادی مدارک و مستنداتی برای اثبات ادعاهایشان در اختیار دارند از نظر شرعی و قانونی مکلف بوده‌­اند این مدارک را بی‌­درنگ در اختیار مراجع ذیصلاح قضایی قرار دهند تا طبق موازین قانونی به آن رسیدگی شود.

منتشرکنندگان یک برگ کاغذی که از آن به عنوان سند رشوه­دهی و رشوه­گیری یاد کرده­اند از واقعیت موضوع و اعتبار این برگ که مربوط به ماه می سال ۲۰۱۳ یعنی ابتدای سال ۱۳۹۲ است به خوبی آگاهند و انتشار آن در مقطع کنونی این پرسش را پدید می­آورد که اگر این کاغذ، مدرک متقن و محکمه­‌پسندی بود چرا تاکنون در اختیار مراجع قضایی کشور قرار نگرفته تا طبق موازین رسمی و قانونی به آن رسیدگی شود؟!

گویا جماعتی که سال­‌هاست وانمود کرده‌­اند به اسرار مگو و سرّی کشور دسترسی دارند تصور کرده­‌اند می­‌توانند خود را در جایگاه ارکان و نهادهای قانونی کشور قرار داده، راساً مدرک جمع­‌آوری کرده، پرونده­‌سازی و حکم صادر کنند و حتی گاهی ابتدا حکم صادر کنند و سپس پرونده‌سازی نمایند و انتظار هم داشته باشند که حکمشان برای همگان لازم­‌الاتباع باشد!

همان­گونه که جناب آقای مهندس زنگنه در جمع نمایندگان محترم مجلس گفتند، وزارت نفت به صرف این­گونه ادعاها آن هم از جانب کسانی که هیچ سابقه روشنی در صداقت ندارند نمی‌­تواند نسبت به همکاری یا عدم همکاری با طرف­‌های معامله بین­‌المللی تصمیم بگیرد.

اکنون بیش از یک سال از آغاز مذاکرات با شرکت توتال برای مشارکت در توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس‌جنوبی گذشته است و این موضوع هم به هیچ عنوان مخفی نبود؛ به ویژه برای برخی افراد و رسانه‌های خاص که معلوم نیست چرا و با چه مجوزی به انواع و اقسام اطلاعات سری کشور دسترسی دارند – یا حداقل این­گونه وانمود می­‌کنند – رویدادی ناگهانی نبود از این رو فرصت کافی در اختیار داشتند تا این مدارک به زعم خودشان محکمه­‌پسند را برای ممنوع‌­المعامله کردن توتال در اختیار مراجع ذیصلاح کشور قرار دهند.

بی­گمان نه وزارت نفت و نه هیچ فرد و دستگاه دیگری نمی‌­تواند و نباید بدون دستور و حکم قضایی در این­‌گونه امور تصمیم بگیرد. ضمن آن‌­که اتهام مذکور در هیچ محکمه داخلی و خارجی به اثبات نرسیده و ادعای یک نهاد آمریکایی است که ظاهرا مورد تایید کیهان و دوستانش هم واقع شده و معلوم نیست که از منظر این آقایان بالاخره ادعاهای نهادها و سازمان­های آمریکایی علیه ایران را باید پذیرفت و مورد استناد قرار داد یا در این زمینه هم این آقایان از رانت ویژه برخوردارند و هر وقت آن‌ها صلاح دانستند ادعاهای شیطان بزرگ درست است و هر وقت صلاح ندانستند، این ادعاها نادرست و غیرقابل اعتماد است!

در پایان بار دیگر یادآور می‌شویم که وزارت نفت در امضای قرارداد اخیر همه موازین قانونی را رعایت کرده و جز منافع ملی و توسعه کشور هدفی را دنبال نکرده است و در این مسیر تسلیم جوسازی‌های سیاسی و انتظارهای نابه‌جا و غیرقانونی نخواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع